وارد شوید و یا ثبت نام کنید
توییت های منتخب:

جشن روز وبلاگستان

ابتدا نوشت :: به دلیل خستگی و گرسنگی و کار نکردن مغز و چشم و دست اینجانب ( ویواویدا ) هر گونه غلط تایپی ، املایی ، دیکته ای ( حالا مثلا چه فرقی کرد ؟ ) هرگونه وجود نداشتن گ و جیم در نوشته ها و هر ایراد دیگری حلال اعلام می گردد.

۳۱ آگوست همونطور که همه الان دیگه می دونن روز وبلاگ و وبلاگنویسی بوده که البته بعد از دو روز ما هم به بهانه ی جشنی که پرشین بلاگ به همین مناسبت برگزار کرده بود دور هم جمع شدیم.

اول از همه بگم که جای تمامی فرندفیدیا از تمام نقاط این مرز و بوم خالی بود.

به بهانه ی جشنی که توسط پرشین بلاگ برگزار شده بود تعدادی از دوستان فرفری و وردپرسی دور هم جمع شدیم ما یعنی من ، مریم ، اوپیوم ، سوشیانس ، نوید ، علیرضا دات ، سیاوش و فرشاد در ساعات مختلفی از روز در یک قرار همگانی شرکت کردیم.

+ یعنی رسمن هر کی هروقت دلش خواست اومد :دی ( لایک برای اونایی که توی یه ماشین بودن و از دو زاویه ی مختلف به محل مورد نظر رسیدن :دی )

+ یه نکته ی دیگه . از تمامی دوستانی که تهران بودن و ما نتونستیم بهشون بگیم معذرت خواهی می کنیم ما هم همین قرار رو دقیقه ی نودی گذاشتیم و فرصت نشد به کسی بگیم.

در هر حال ما راهی جشن روز وبلاگنویسی که توسط پرشین بلاگ برگزار شده بود شدیم.

از اونجایی که ما یه کمی تابلو بودیم ( از بدو ورودمون به سالن مشخص شد که ما یه کمی تابلوییم :دی ) و تمام سر و صداها از سوی ما ایجاد می شد ( همش زیر سر این ای-جکس بود :دی ) از همون بدو ورود قسمتی که ما نشسته بودیم شناسایی شده و منشی اومد و ازمون خواست که بریم روی صحنه  و چیزی بگیم که خلاصه مهندس نوید کاشانی ( این قسمت رو باید با کف مرتب دنبال کنید :D  ) این وظیفه رو بر عهده گرفت و البته بعدشم که فری چاقوکش اومد خیلی مصمم شد که بره روی سن و راجع به مدرک جعلیش صحبت کنه .

منم که تمام مدت سعی داشتم که توییت کنم ولی نمی شد … و من هم مجبور شدم وظیفه ی خطیر توییت کردن رو به گردن تنی چند از دوستان بندازم.. و الحق که این دوستان هم کم نذاشتن در شیر کردن چیزایی که می گفتم براشون … دمشون گرم .. از اینجا باید تشکر کنم از قبیوس عزیز که به صورت آنلاین تمامی گزارشات رو توی فرفر می ذاشت …

نمونه هاشو می تونین اینجا - اینجا - اینجا و اینجا راجع به سخنرانی نوید کاشانی و اینجا راجع به سخنرانی فرشاد - اینجا راجع به اپیوم و اعتراضش :دی  اینجا هم لیست اسامی ماهایی که رفته بودیم و از دوستان طلب ایده می کردیم  و همچنین تصاویری از افطاری ببینین …

همینطور از میلاد باید تشکر کنم که اون هم آنلاین ما رو همراهی کرد و گزارشش از جشن امروز رو می تونین اینجا ببینید.

و فرزاد هم که با تفکرات و همفکری هاش ما رو آنلاین پشتیبانی می کرد و این فید رو برای ما گذاشت.

و همینطور امین هم که ما رو شرمنده کرد . چند تا از گزارشات امین هم می تونی اینجا و اینجا و اینجا بخونین … در ضمن این پست آخر امین هم که در مورد فرندفیده واقعا جالبه .

همین گزارشات دوستان باعث شد که من کلی از خبرای جشن امروز رو نگم و شما بتونین همشو توی این فیدایی که دادم بخونین.

در هر حال . این جشن که به بهانه ی روز وبلاگستان و ماه رمضون و افطاری و اینا بود نمی دونم راجع به کیفیتش چی بگم  ولی یه خوبی ای که داشت بهانه ای بود برای دور هم جمع شدن. اصلا راجع به خوب یا بد بودن جشن نمی خوام بگم.

به دلیل کمبود وقت افرادی که می خواستن برن و صحبتی راجع به وبلاگنویسی بکنن دو نفر دو نفر می رفتن و اکثرا راجع به وبلاگ خودشون صحبت می کردن و شاید یه نوع معرفی بود کارشون . می شه گفت بد نبود اما اینکه شما اسم لینکتو که انقد طول و درازه و اجق وجق لفظی می گی هیچکس یادش نمی مونه که بیاد بهت سر بزنه .

اما نکته ی جالب این بود که وقتی نوید و فرشاد رفتن از همه چی گفتن الا معرفی وبلاگ خودشون . یعنی این حرکتشون خیلی لایک داشت . عین این می موند که نوید بره اونجا بگه به نام خدا من انقد ساله که وبلاگ می نویسم اسم وبلاگم اینه و اینطوریه و در مورد اینه . ولی نوید رفت و راجع به میکروبلاگینگ و نوشتن توییت های ۱۴۰ کاراکتری حرف زد و توییتر و ویویو رو معرفی کرد بعد  راجع به فیدخونی و خوندن وبلاگ از طریق گوگل ریدر و آر اس اس و اینجور حرفای تکنیکی که فکر می کنم بد نبود توی این جمع گفته بشه تا این کامنت بی اساس آپدیت کردم بهم سر بزن و یا مسیج های سند تو آل و اعلام آپدیتینگ دیگه کم کم کمرنگ تر بشه. هر چند من خودم هنوز برای دوستان مسنجریم گاهی از روش سند تو آل استفاده می کنم چون گودر ندارن.

آق فری چاقوکش هم یه کمی راجع به فرندفید صحبت کرد و بعد گفت که مهم نیست که براتون کامنت بیاد یا نه شما کار خودتون رو بکنید نفس عمل مهمه این هم ایده ی جالبی بود.

البته هر چی ما به اینا سفارش کردیم که میرن راجع به پادکست هم بگن چون من فکر می کنم بد نبود پدیده ی پادکست هم دربارش صحبت بشه . و این همه سفارش ما مبنی بر چاکریم :دی اسمایلی کمانگیر هم بی فایده بود چون دوستان به دلیل کمبود وقت نشد که از اسمایلی استفاده کنن.

اما در کل من  فکر نمی کردم که نوید و  فری بتونن انقد خوب راجع به فرندفید و دنیای میکروبلاگینگ و این بحثا صحبت کنن . خیلی عالی بود کارشون … این الان تشویق داره.

+ الان یه پرشین بلاگی بیاد اینجا رو بخونه می گه اینا چقدر هایپ برای هم باز می کنن ! اما حقیقتا تنها افرادی که به یه بحثی غیر معرفی وبلاگشون پرداختن فرندفیدیا بودن که دار و دستشون با حضور گرمشون گرما بخش محفل جشن شده بودن ( اووووو ماشالله ماشالله بفرما چلوکباب ! نوشابه :دی بسه دیگه چقد از خودتون تعریف می کنین ! )

سالیان سال در جشن های پرشین بلاگ افراد خودی میومدن خودیا رو لایک می زدن. مثلا فنز میومد و بقیه براش دست می زدن و می گفتن به به اینا چه وبلاگی دارن و الی آخر . حالا بد نیست ما هم یه بار خودمونو تحویل بگیریم که آقا ما هم بلدیم دچار خود تحویل گیری حاد بشیم.

+ البته این نظریه ها رو امیدوارم کسی به نشانه ی مسخره کردن و کوچیک کردن بقیه نبینه . فقط یه نظریست.

راستی تصاویری از سخنرانی نوید و فرشاد رو که یکیشو من گرفتم و فرزاد لطف کرده شیر کرده رو اینجا ببینین و اونی که سیاوش گرفته رو اینجا ببینین.

در ضمن جزو وبلاگاییکه باز بعنوان وبلاگای برتر معرفی شدن وبلاگ یک پزشک هم بود که بروبچ وردپرسی در تشویق کردن علیرضا مجیدی کم نذاشتن.

خیلیا اومدن صحبت کردن و همونطور که گفتم بیشتر سعی م یکردن وبلاگاشونو معرفی کنن اما یکی از دوستانی که رفت حرف بزنه توپش پر بود از جشن پرشین بلاگ و اینکه می گفت تمامی وبلاگنویسا اونجا دکور بودن و کلی انتقاد کرد از جشنشون که اینم در نوع خودش لایک داشت. لایک نه به خاطر اینکه انتقاد کرده بود بخاطر اینکه جرات این کار رو داشت که نظرشو هرچند مخالف اعلام کنه.

کلاغ چپ مغز هم صحبتاش بد نبود در نوعی بود که کل سالن برای شنیدنش ساکت بودن ( البته مخل آسایش ما در جشن همسایه های پشتیمون بودن . این ای-جکس اینا رو می گم :دی )

اسامی بقیه دوستانی که رفتن و صحبت کردن رو متاسفانه یادم نیست. فقط می دونم که انقدر گشنم بود اصلا نمی تونستم بفهمم چی چی میگن و هی می رفتم بیرون از سالن و از افطاری عکس می گرفتم و برای فرفریا می فرستادم.

بالاخره جشن با خوبیا و بدیهاش تموم شد آخر از همه هم محمد سوشیانسی رفت  و یه مینی مال خوند و کلی تشویق شد . و در آخر هم از بین افرادی که رفته بودن و صحبت کرده بودن بغیر از اون کلاغه نوید کاشانی هم بعنوان بهترین شخصی که رفت و صحبت کرد معرفی شد و بهش این کول دیسک رو بعنوان هدیه دادن.

که این عکس هم توسط میلاد توی فرفر منتشر شد. و یه کتاب که اینجا عکسشو می تونین ببنین.

برای مراسم افطاری راهی بیرون سالن شدیم که اونجا موفق به کشف ام بی ای در اون وقت روز در اون مکان شدیم :دی … بله او کسی نبود جز میم جیم شین که لطف کرد و اومد خودشو به فرفریا معرفی کرد تا یک عضو فرفری دیگه در جمع پیدا کنیم و احساس قدرتمندی کنیم.

در این لحظه بود که خانم پولادزاده به ما پیوست و کمی راجع به اینکه فیس آف صادق جم رو همیشه دنبال می کنه حرف زد . راجع به اینکه چرا جادی نیومد و اینکه توی گزارشش از جشن پرشین بلاگ به چادر مجری گیر داده بود و این خیلی براش جالب بود حرف زد که من و بقیه بچه ها با کمی تفکر نفهمیدیم اینی که ایشون می گفتن دقیقا کجای اون گزارش بود که خانم پولادزاده گفتن که حتی پرینت هم گرفتن. من فکر می کنم حتی اسکرین شات هم کافی بود ( اسمایلی فرزاد :دی ) ولی در هر حال گفتن نگه داشتن که یه روز  از جادی بپرسن که منظورشون چی چی بوده ؟

بعد هم یه کمی با دوستان راجع به برگزاری جشن پرشین بلاگ صحبت کردن .راجع به ان کلیپ دبی رفتن هنرمندا که این سیاوش خیلی بهش گیر داده بود :دی  راجع به اشتباهی که در اعلام برنده ها و نام ۱ فتحی به جای ۱ پزشک پیش اومده بود که بروبچ ماشالله همه پشت یک فتحی رو داشتن و گفتن که اومده بود ولی شما پیچوندینش و خیلی شاکی بود از جشن و حتی اگه نیومده بود و سوم شده بود باید اسمشو می خوندین و خانم پولادزاده باز زیر بار نمی رفتن و من خودم از زبون خانم پولادزاده شنیدم که گفت یک فتحی سوم شده بود ( اسمایلی دو به هم زنی و انداختن این و اون به جون همدیگه :دی ) . ولی من شنیدم دیگه کسی نمی تونه زیرش بزنه :دی

خلاصه بعد از یه کمی یکی به دو کردن با خانم پولادزاده دیگه راهی بیرون سالن و حرکت به سمت آش شدیم. که در این لحظه موفق به کشف یک دوست عزیز دیگر فرندفیدی با نام خیزران شدیم. البته ایشون موفق شدن که ما رو کشف کنن و این باعث افتخار ما بود که آقای خیزران رو در این جشن ببینیم.

و در ادمه ما مسیر بسیار کمی !!! رو تا میدون ونک پیاده روی کردیم ( هر کی می دونه از ساعی تا ونک چقدر راهه بگه ما تحملشو داریم ! ) و اونجا همه پراکنده شدیم و به سوهای مختلف حرکتیدیم.

توی ماشین راننده هه یه آهنگ گذاشت من یهویی فرتییی زدم زیر خنده !!! اول داشت آهنگ آهای دختر پولدار سعید آسایش رو می ذاشت که پشیمون شد و بلافاصله بعدش آهنگ سانی - خوبیت نداره عاشق چشام شی :))) رو گذاشت که من کل مسیر قیافم خندان و افکارم شیطانی بود !!!

نمی دونم چجور گزارشی شد … شرمنده اگه کم نمک بی نمک یا پر نمک شد . و من هنوزم گشنمه .

منظور من از نوشتن این گزارش انتقاد و اینکه بگم ما بهتریم نبود. ما همه وبلاگنویس بودیم اونجا . اگه می گم حرفای نوید مفید بود برای اینه که فکر می کنم برای هر وبلاگنویس جالب باشه که بدونه چطوری می تونه کارشو بهتر کنه و پیشرفته تر بشه . منظورم این نبود که هر کی اومد بی سواد بود ما با سواد ! ما هممون از یه قشر بودیم که وردپرسی چه پرشین بلاگی - می نوشتیم - برای اشتراک گذاشتن نوشته هامون برای دیدن کسایی که نوشته هاشونو می خوندیم اونجا بودیم .. ما هم خوشحال می شدیم کسی بیاد و یه سرویس بهتر و جدیدتر و پیشرفته تر رو برای ما معرفی کنه . کی بدش میاد چیز جدید یاد بگیره ؟؟؟

کسی فکر نکنه که ما ورد پرسی ها در برابر پرشین بلاگ موضه گرفته بودیم . دلیل سر و صدای بیش از حدمون هم این بود که ما بچه های فرندفیدیم ! و این فرندفید باعث شده نتونیم ساکت بشینیم:دی

اگه چیزی جا مونده دوستانی که بودن بیان و بگن.

البته یه بار گفتم جای تمامی فرفریا خالی بود . بخصوص یه عده که می خواستن بیان و نشد مثل سارا ، مهران ، مه یا و آنام ، مریم اس اس و آیدا که هر کدوم به هر دلیلی نتونستن بیان ولی در کل سعادتی شد که ما چند تا از دوستان رو ناخواسته ببینیم …

با تشکر

خبرنگار اعزامی : ویوا ویدا

۱۴ نظر برای “جشن روز وبلاگستان”

  1. میلاد :

    عالـــــــــــــــــــــــی

  2. فرزاد :

    ویدا خیلی فوق العاده گزارش مینویسی.
    یک تشکر رسمی و یک تشکر دوستانه و واقعا ممنون D:

  3. حسین :

    مرسی ویدا خانم . . . . گزارش خیلی سریعی بود … اسمایلی سرعت … اونم از نوع غیر مجاز

  4. shandiz :

    منم خواسته بودم خب, اسمایلی اه و حسرت:(

  5. ayyoob :

    جای ما خالی بوده حسابی :)

  6. eghlima :

    با سلام
    ممنون از حضورشما و دوستان خوب وبلاگنویس در مراسم و همچنین از گزارش جالبی که نوشتید .

  7. یک فتحی :

    ممنون از حمایت شما. راستش انتظارش رو نداشتم :)
    امیدوارم دکتر مجیدی رو خوب تشویق کرده باشین. سری اسمایلی های هاگ و کیس و …

  8. فؤاد :

    خسته نباشی. این حرکتت چند تا لایک ویژه داشت.

  9. محمد جواد شکری :

    اون دوستانی که ناخواسته دیدی رو خوب اومدی, خیلی خوب بود, هم شور و شوق فرفری ها تو جشن و هم گزارش آنلاینت و هم گزارش مکتوبت! دستت طلا دختری با کفش های سبز

  10. جاوید :

    لایک برای ویدا !
    حیف که من دور ام ، اسمایلی غم و غصه فراوان !
    :دی

  11. باران :

    لایک برای ویدا و برای بچه های خوب فرفری:دی

  12. soshyans :

    ویوا ویدا!
    جای خیلی‌ها خالی بود اگرچه صندلی خالی نبود!

  13. سوشیانس :

    راستی بچه‌ها کسی خبر نداره پرشین بلاگیها چی از جشن گفتن؟ من فقط وبلاگ خانم پولادزاده رو خوندم.

  14. voltan :

    امیدوارم بر دوستان خوش گذشته باشد !!!

نظرتان را بنویسید