بیایید آینه باشیم برای هم!
اون اوایل که توییتر خلوت تر بود و بیشتر مردونه و البته خبری از فرندفید نبود،داشتیم حسابی زندگی می کردیم برا خودمون! با رفقای اون ور آبی هم محصولات فرهنگی رد و بدل می کردیم و دل می گرفتیم و قلوه می دادیم بی اینکه دچار سوهاضمه بشیم!!!
تازه نکته ی جذابش این بود که می تونستیم صبح بریم سر کار و زندگی و شب برگردیم تو توییتر و یکی دو صفحه برگردیم عقب، توییت های ملت رو بخونیم و کلی تفکر هم کنیم تازه!
اما بعد که فرندفید اومد و یهو همه ریختن تو توییتر، از یه طرف دلمون خوش شد که این سرویس محبوب داره جا میفته و از طرف دیگه شلوغ پلوغیش بسی جذاب شد برامون!
بعد مثل علی دائی که نه ولی مثل کریم باقری! کشیدیم عقب و گفتیم دیگه نوبت جدیدیاست! بذار حال کنن :)
(اسمایلی صدای قورت دادن ته چایی!!!)
آقا بعد توی این هیری ویری! یهو یه آقایی پیدا شد خشن و خیلی عصبی که از خاله بازی و اینا شاکی بود و خیلی هم بی ادب مثلا و بعدش انگاری کلا از همه ی دنیا شاکیه الا خودش! حالا بماند که گفتن رفیق تو بوده و باید کتک اونو تو بخوری!!! ما هم درویش صفتی و اینا تو ذاتمون بود کلی سر و صدا کردیم و اعتراض و اینا …تا فهمیدن که هر امینی، امین نیست!!!
آقا خلاصه کنم براتون ، من اونقده دوست دارم این فرندفیدو که نگو! جالبش میدونید کجاست؟ این که همه ادعای دوستی دارن ولی به شرط اینکه فقط بهشون نگی بالا چشتون ابروست! اینکه نشد دوستی که! اصلا تو مرام ما نیست این بازیا که!
رفیق به این سیاوش صامنی(با کدوم س/ث/ص بود؟!!!) میگن که رک و روراست گفت با وبلاگم حال نمیکنه! همین آقا!
رفیق باید عین هو آینه باشه! آینه هم که نیگا میکنی جوش و موی اضافی و بزرگی دماغ و نقطه منقطه رو بیشتر میبینی تا زلف دراز و روغن زدت رو!
بیایید آینه باشیم برای هم! میشه؟!!!
راستی یه چی دیگه!
دبی فورد یه خانمیه با یه صورت خیلی تصادفی که اهل دله! یعنی روان شناسه و اینا! این خانم میگه اگه از چیزی بدتون اومد بدونید تو وجودتون داره ووووول میخوره!!!
پس از چیزی که تو وجود خود ماست ناراحت نشیم خواهشا!
هوی امین اوبونتویی اولش با خودتم بی جنبه! :|

تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ در زمان ۷:۵۴ ق.ظ
حالا تو کدوم امینی؟ همون امینی که ازش امتیاز کم می کنم یا یکی دیگه؟:دی
من هم اون موقع که توییتر بودم و خبری نبود اصلا به کل می ذاشتم می رفتم یه هفته دیگه میومدم ببینم دنیا دست کیه. ولی الان که فرندفید اومده یه ساعتم نمی تونم ازش دور باشم . درمورد آینه بودن هم موافقم . اما خب خیلیا طاقت همین آینه بودن رو ندارن . برای همین همه با احتیاط در این موارد عمل می کنن که نکنه به طرف بر بخوره چیزی بهش بگن.
تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۰:۰۰ ق.ظ
بیایید آینه باشیم برای هم! میشه؟!… واقعا عالی بود ممنون امین جان .موفق باشی
تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۰:۰۴ ق.ظ
چقدر علامت تعجب داشت
تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۱۶ ب.ظ
@raoros:
آره از این تازه به دوران رسیده هاست که خیال میکنه با علامت تعجب گذاشتن میشه نویسنده! :D
بی ادب به من هم گیر داده تازه :|
تیر ۱۵م, ۱۳۸۷ در زمان ۱:۱۸ ب.ظ
الان اینو کدوم امین نوشت!؟ :-؟
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۱۳ ق.ظ
راجع به توییتر واقعا گل گفتی :)))