وارد شوید و یا ثبت نام کنید
توییت های منتخب:

این داستان: استفاده صحیح از فرندفید

دیروز بعدظهر از طرف ایوب خبری در فرندفید مخابره شد که یک وبلاگ‌نویس خودفروخته با درج مطلبی جماعت فرندفیدیان و توییتربازان را احمق خطاب کرده که به امور خاله‌زنکانه و ایضاً عمو مردکانه می‌پردازند، از خوراکی‌ها و خوردنی‌ها می‌گویند و دوستان‌شان بدجوری با این سلائق و علائق‌شان حال می‌کنند؛ خلاصه به این شرح و حال و جهت نمونه و نشان دادن عمق فاجعه نیر یکی از مسیج‌های مه یا را به انظار عموم کشاند. مه یا ساعاتی بعد، مسیج ایوب را دیده و دچار تغییر و تحول و مقداری تامل می‌شود که این دوست همچین پر بیراه هم نمی‌گوید و طی مسیجی این واقعیت را اعتراف و اعلام می‌دارد که زین پس از فرندفید استفاده صحیح به عمل می‌آورد.
البته ناگفته نماند مه یا در مسیجی که ایوب مخابره کرد لحن این وبلاگ‌نویس را به پسرهای تازه از تخم درآمده که سر کوچه می‌ایستند و به جماعت نسوان متلک می‌اندازند تعبیر کرد.
اولین مسیج مه یا بعد از تغییر روند فعالیت‌ش در فرفر بهت و حیرت همگان را در پی داشت. مه یا تصمیم گرفته بود در راستای استفاده صحیح از فرندفید، کشفیات خودش از اتقاقات روزمره‌ را عمومی کند و این مهم را در اولین مسیج به خوبی نمایان ساخت. مه یا در اولین مسیج بعد از تغییر ساختار کشف کرد که کلاس سومی‌ها جدول ضرب را یاد می‌گیرند… .
مه یا در ادامه اطلاع‌رسانی‌ها اشاره به غیبت پدرام داشت و گفت که با شمسی خانوم در ماه عسل در یک هتل اپن سورس به سر می‌برند.
مه یا کشف کرد که خداست که متعاقب این مسیج پیروان راستینی بود که به او عهد بستن و به این شیوه و مسلک راه او را ادامه دادند.
آق فری مدیر تبلیغاتی مه یا و نویسنده این مطلب نیز ضمن همراهی مه یا در استفاده درست از مسائل مهمی پرده برداشت که قسمتی از سلسله کشفیات آق فری در راستای استفاده صحیح از فرندفید را به سمع و عمل شما می‌رسانیم:
«امروز کشف کردم اگه دوغ خونگی رو توش فلفل هم بریزم بد نمیشه» و «این کافیشاپی‌ها پول جا و و اینا رو می‌گیرن-وگرنه ۳۰۰۰ تومن برای یه کاپوچینو ارزش نداره» و موارد دیگری که در این اینجا و اینجا مشاهده کنید.
در این میان- کشف مریم اردکانی به دلیل اسمایلی مرفه بی‌درد شوک عظیمی به پیکره فرندفید وارد آورد. مریم اردکانی کشف کرد که هر گاه در اتوبوس پسری به شما زل زد اگر به او فحاشی کنید دیگر جماعت نوسان ببخشید نسوان موجود در اتوبوس هوای شما را گرفته و فرد مذکور گوش‌مالی می‌شود. این پست به این دلیل از جهت ما ویژه و خاص است که به خودی خود دارای عنصر کشف است و کشف می‌کنیم که انسان‌های مرفه و ثروتمند هم گهگاهی به دلیل شرایط، لاجرم از اتوبوس بین‌شهری استفاده می‌کنند. البته چیزی که مجهول است برای ما و اکثر عمو مردکان فرندفید این است که مسافران بالا شهر در اتوبوس از منزلت و کرامت بهره می‌برند و یک در ملیون است که بخواهند به مونثی زل بزنند. این احتمال از طرف ما وارد است که آن پسر- خانم اردکانی را می‌شناخته و برای‌ش عجیب بوده که خانم اردکانی چطور شده از اتوبوس استفاده می‌کند؟ و لحظه‌ای هم در فکر فرو رفته که نکند او نباشد و به چهره‌اش زل زده تا این موضوع را تشخیص درست دهد که در همان لحظه از طرف خانم اردکانی و هیئت حاضر در اتوبوس از خیال خود پشیمان شد. به هر حال این کشف دارای حاشیه‌های بسیاری بود که تفسیر آق فری را از آن شنیدیم.
پیام‌های بازرگانی را می‌بینیم و برمی‌گردیم:
آنام آقای شوهر خانم مه یا: «البته این دوستمون با این نقد گستاخانش متوجه یه چیز نشده، مثلاً نوشته: «بعضی ها از این فناوری ها اطلاع رسانی های خوب می کنن یعنی اصطلاحاً درست استفاده می کنند» جدای از اینکه پیشنهاد می کنم این دوستمون یه چند جلسه کلاس ادبیات بیاد پیش صفرمطلق وبلاگستان تا درست فارسی حرف زدن رو یاد بگیره، مشکلش اینجاست که درک نمی کنه اصلاً فریندفید اسمش روشه! یعنی جایی که قراره دوستها دور هم جمع بشن، همین! حالا تو این دور همی میشه «اطلاع رسانیهای خوبی کرد»، میشه جوک گفت، میشه خندید، میشه همدردی کرد، میشه دوست جدید پیدا کرد»
خب من و مهران و نوید و مریم از اعضای بانفوذ هیئت تحریریه خبرگزاری، از این موضع‌گیری نقادانه و رک‌وارانه و گستاخانه این دوست در اتاق تفسیر خبرگزاری دور میز و با رعایت فاصله جمع شدیم و در مورد این جریان به بحث و گفتگو پرداختیم و آن را به چالش کشیدیم. اسمایلی رشیدپور

آق فری: اگه اجازه بدید بحث رو با این سوال مطرح کنم که اصلاً استفاده درست از فرندفید چی هست؟
مهران:‌ به نظرم اگر بخواهیم از فرندفید استفاده درست و صحیح کنیم در نهایت همه با هم ازدواج می‌کنند و این پایگاه احتماعی سوت و کور می‌شود و دیگر جایی نیست بخندیم و لینکین پارک را قربان‌ش بشویم.
نوید: به نظرم ازدواج امر مهم و از سنت پیامبر هست و باید اهمیت بیشتری به‌ش داد
مریم: اجازه بدهید من سالاد میوه‌م رو بیارم اینجوری مغزم کار نمی‌کنه
آق فری: تعریفی که من برای خود از این توییتر و فرندفید دارم این است که در توییتر بگوییم چیکار می‌کنیم و در فرندفید در رابطه‌ش بخندیم دی دی
مهران: بعله اما بعضی اوقات بعضی‌ها مرزی بین شوخی و توهین قائل نمی‌شوند و بدون درک و تفکر در کامنت‌ها برای ابراز وجود هر چه می‌خواهند می‌گویند و اینا
نوید: بعله اما به ندرت پیش می‌آید که بلاک را برای همین ساختند.
مریم: دارم میام- این سالاد میوه درش باز شده تمام کیف‌م کثیف شد دارم تمیزش می‌کنم
آق فری: به نظر شما اقدام مه یا در جهت اطلاع رسانی خوب بود؟
مهران: بعله. به نظرم می‌تواند شروع خوبی باشد تا دیگر دوستان نیز کشف‌های روزمرشان را در طلب اخلاص بگذارند و بدون چشم‌داشتی در اختیار دیگر کاربرات قرار بدهند تا دیگران هم با آنها شریک شوند
نوید: بعله مثلاً همین کشف جدید من نسخه جدید وردپرس که ترکانده.
مریم: کیف‌م خراب شد همین دیروز خریده بودمش. بوی انبه و آناناس گرفته.

از طرف تمام دوستان از این دوست گرامی که مطلب‌شان آن شب بهانه شد تا کمی بیشتر از شب‌های قبل در فرندفید بخندیم و حال کنیم صمیمانه تشکر می‌کنم و برای‌شان گستاخی‌های آبرومندانه‌تری آرزو دارم. بدرود

۷ نظر برای “این داستان: استفاده صحیح از فرندفید”

  1. raoros :

    عالی بود! یکی از بهترینا :))

  2. سیاوش :

    ایول

  3. vivavida :

    این جواب من هم برای این چالش بزرگ هم برای اون دوست گرامی !

    خب توی توییتر می پرسه چیکار داری می کنی . پس جوابش می تونه چای درست کردن یا سالاد فصل خوردن باشه به نظرم نمی شه بهش اعتراض کرد کاملا داره درست استفاده می شه. فرندفید هم که از اسمش معلومه فید دوستان دنبال می شه و وقتی امکان کامنت گذاشتن برای فید دوستان وجود داره پس وقتی یکی داره چای درست می کنه آدم دلش بخواد می تونه به حرکت طرف ابراز علاقه کنه . ببخشیدا اما من فکر نمی کنم که ۱۰۰ در صد از افرادی که توی این دو سایت وجود دارن باید کشفیات علمیشونو برای همدیگه به نمایش بذارن !! البته روزی می رسه که افراد بیان بگن : آپولو هوا کردم و بقیه حرکتشو تحسین کنن و لایک بزنن !!!

  4. vivavida :

    می گم این مساله ی ازدواج خیلی معضل بزرگیه باید این چالش رو بهمراه دوستان در فرندفید حل کنیم تا مشکل آق فری و دختر هماسیه هم حل بشه دیگه :دی

  5. Amir :

    خیییییییییلی عالی بود ، اون تیکه ی نشستن کنار هم با رعایت فاصله دیگه آخرش بود =)))))))
    با نظر ویدا هم موافقم . :)

  6. مازیار :

    باحال بود :دی

  7. shandiz :

    اون دختر شمسی خانومه نه خودش:))

نظرتان را بنویسید