این دعوا: ترجمه تکراری
حوالی ظهر دیروز مورخ ۱۰ خرداد ماه ۱۳۸۷ هجری خورشیدی مقارن با روزهای فرا رسیدن رحلت امام خمینی رحمةالله علیه در ساعت ۱۴ و اینا که فرندفیدیان و توییتکاران نهار را به بدن زده بودند و استخوانهای نشیمنگاهشان به مثابه فولاد شده بود و شکمشان به جلو آمده و به پشت کامی نشسته و با سرعت ملایم لایک در مسیر توییتر و فرندفید در حال گشت و گذار بودند یکهو و بدون هماهنگی بین مافیا توییتی از جانب زهرا(وبلاگنویس معترض) مخابره شد این توییت جنجالی و چالشبرانگیز را همکاران مستقر ما در خبرگزاری توییتر و فرندفید به فارسی برگرداندند تا خوانندگان فهیم خبرگزاری به سلولهای خاکستری مغزشان زیاد فشار وارد نشود. اسمایلی اگه اینجاییم فقط به خاطر شما خوانندگان عزیز و دوستداشتنی هست
ترجمه توییت: آیتینویسان عزیز توجه فرمایید توجه فرمایید از ترجمه مطالب لایف هکر و تککرانچ به صورت فلهای پرهیز کنید و شورش در شهر را در وبلاگستان بازی نکنید و شیر بخورید تا کمی چاق و چلّه شوید. اسمایلی یکی ترجمه کنه کافیه!
بعد از مشاهده این توییت و چهارتاشدن چشمها مبنی بر اینکه دعوایِ دیگری در حال وقوع و شکلگیری است مزیدی بدون هماهنگی و بیببیب به محل حادثه آمد و با بیانیهای که در لفافه صادر شد استارت یک منازعه دیگر را کلید زد. مزیدی در این مسیج به در گفت که دیوار بشنود:
«یک سوال: اگر تککرانچ و لایف هکررو همه میخونن پس چرا سواد وب ۲ییبسیاری - تاکید فراوان میکنم- بسیاری از وبلاگنویسان ما - و حتی وبلاگنویسان قدیمی ما- اینقدر پایین است؟؟ شاید اصلا خوانده نمیشود یا درست خوانده نمیشود»
خانم زهرا اچتیامال در کامنتهای این مسیج دکتر مزیدی را متهم کردند که مضمون مسیج توهینآمیز و نادرست است. به تفسیر خبرگزاری توییتر و فرندفید-اگر ما هم مهندس کامپیوتریمان را از دانشگاه تهران میگرفتیم و کسی چنین حرفی بهمان میزد حسابی از کوره در میرفتیم و معلوم نبود چه حوادث غیرمترقبهای به وقوع میپیوست. به هر صورت مزیدی در کامنتهای این پست با بیان مواردی در باب ترجمه و پرسپولیس و فلان و بهمان بحثهای خوب و قابل تاملی را اشاره کردند که خانم زهرا اچتیامال با مختومه خواندن پرونده ادامه بحث را به بلاگشان کشانده تا خدای نکرده زبان مافیا لال ادامه بحث به پرتاپ کوکتولمولوتف و لنگه دمپایی ختم نشود.
مهران از مدیران ارشد خبرگزاری توییتر و فرندفید- یک جوان پویای نام! و عاشق لینکاینپاریکاینا در مطلبی که بسیار محتاطانه و زیرکانه! نگاشته شد به نقد توییت خانم زهرا اچبی که میگفتند بست است چقدر ترجمههای تکراری… پرداختند و به نوعی از دکتر وب ۲ دفاع کردند. اسمایلی رفتن به وبلاگ مهران برای کسب اطلاعات
مهران میگوید: «بیانصافیست که بگوییم صرفاً وبلاگنویسان آیتی ترجمه میکنند و من و من به عنوان عضو کوچیکی از مافیای آیتی حتیالمقدر سعی میکنم نظر خودم را در مورد مطلب فوق لابهلای ترجمه یا اواخر ترجمه یا بالاخره یک جایی از نرجمه بیان کنم و اینا او در پایان اشاره میکند که این تکرار در ترجمه چه بدیای دارد اتفاقاً خوب هست و بیانگر مهم بودن آن است و این حرفها»
بعد از موج اعلامیهها و اخطارها و بیانیهها به سوی خانم زهرا اچتیامال ایشان در مطلبی درد وُ دلانه از این موضوع که چرا انقدر حرفهایش جدی گرفته میشود و فیدبکهای منفی دارد گلایه کرده و با لحنی مادرانه منظور خودش را از توییتی که کرده اعلام میدارد که کامنت سردسته گروه مافیای آیتی را دربرمیدارد:
یک پزشک در کامنت طولانی که خداوکلیلی حوصله میخواهد با ارزشمندسازی ترجمه، آن را کار بسیار توپای قلمداد کرده که موجب تولید محتوا و چیزحالی کردن به ملت میکند و خانم زهرا اچتیامال با پافشاری بر مواضع قلبی(قبلی) خود در جوابیهای به چیزهایی اشاره کرده که فرصت ترجمه برای همکاران ما وجود نداشت که مفهوم اصلی جوابیه را به سمع و نظر برسانیم و شما را از ترجمه این جوابیه خلاص کنیم. به هر حال بحث با شعری از فروغ فرخزاد ادامه دارد که به محض دریافت اخبار تکمیلی از این بحث این مطلب تکمیل خواهد شد.
نتیجه گیری و افشاگری و پینوشتها و اینا:
۱) تیمهای فوتبال بالاخص پرسپولیس در بحثهای چالشی میتوانند مثال خوبی برای تفهیم مطلب باشند
۲) راستی آقاجان این لایف هکر خوب است اما من که زبان بلد نبودم گل سر سبد نبودم
۳) یکی از دلایل شکست مزیدی در این مباحثه نداشتن روحیه جنگاوری و عدم تجدید قوا و آرایش نیروها بود
۴) مهران پسر خوبیست.

خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۱۹ ق.ظ
وای خدا خیلی خندیدم
بدون هماهنگی مافیا:))
مافیا باید از ما اجازه بگیره نه ما از مافیا :دی
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۲۱ ق.ظ
=)) من که عمدن وارد بحث نشدم.
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۵۳ ق.ظ
من از مطلب ترجمه خوشم نمیاد!! خود سایت انگلیسی هم چون زبانم خوب نیست نمیخونم!! فکر کنم توی لینک های شیر شده ام هم این کاملا مشهود باشه.
امروزم توی بحث شرکت نکردم به ۲ دلیل : یکیش ناواردیم در این موضوع بود و دومیش …. بماند!!
همگی موفق باشین
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۱:۰۲ ق.ظ
من کجا بودم تو این دعوا؟؟؟؟؟؟؟
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۱:۰۲ ق.ظ
در مورد توهین آمیز بودن مسج هم باید بگم موافقم!!
خداییش یعنی چی یکی در بیاد بگه خیلی از وبلاگ نویسان بی سواند؟؟
حالا درسته خودتون دکترین! ولی دلیل نمیشه ….
من حالم از انگلیسی به هم میخوره!
حرفیه؟؟؟
باشه من بی سفاد! شمای با سفاد چه گلی به سر وبلاگستان زدین؟؟
اسمایل منیره وقتی جوش میاره!
اسمایل مورد دومی که خودمو وارد بحث نکردم.
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۱:۰۴ ق.ظ
یادم اومد . اسمایلی رفته بودم بستنی یخی ام را گاز بزنم
خرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۰۳ ق.ظ
منم که اصولن نباشمم بعدش میام یه سرچ “دعوا” می کنم خودمون پرتاب می کنم وسط بحث.اسمایلی مریم سین سین پاچه ور مالیده