توییتر و فرندفید چهل سال بعد
با عنایت به این موضوع که توییتر و فرندفید به هم وابسته و پیوسته و دلبسته و اینا هستند و بدون هم هیچ جذابیت و اعتیادی! ندارند بدین جهت با یاری از نظر چندین تن از اهالی فعال جامعه مبارزه با اعتیاد اینترنتی بر آن شدیم که سوژهها و یادوارههای! این دو را با هم به نگارش دربیاوریم تا بیشتر به دل شما دوستان و دشمنان بنشیند.
علی ایحال با توجه به اینکه هر پایانی را آغازی است با نگاهی بر حال ِجامعه توییتر و فرندفید اتفاقات و حوادث غیرمترقبهای که عنالقریت در توییتر احتمالش صد بیست به هزار است را به رشته تحریر درمیاوریم. البته نویسنده پا را از حد فراتر گذاشته و کمی به جلوتر میتازد اسمایلی تاخت و تاز
توییتر چهل سال بعد:
۱) مزیدی در جشنوارههای مختلف اینترنتی همیشه یک پای مدعوین است و بابت صبر و شکیبایی او در برابر شوخیها و همچنین مساعدت او در شناساندن وبهای دو سه چهار تقدیر میشود. مجسمهای از مزیدی جلوی شرکت پرشین بلاگ ساخته میشود و تابلویی کنارش نصب میگردد با این عنوان “مردی که زیاد مقاومت میکرد”. فواد که حالا دیگر پیر و ادیب شده ماهی یک بار دست نوههایش را میگیرد و میبردشان مجسمه مزیدی را به نوههایش نشان میدهد و از کرامات و اخلاق ستودنی و جنبه مثالزدنیاش برای نوههایش تعریف میکند.
مزیدی تنها جملهای که ورد زبانش هست این است: دختران توییتر و فرندفید را نمیبخشم! اسمایلی مجرد
۲) مدیران شرکت فرندفید به دلیل گزارشات متعددی که از نحوه لایککردن ایرانیان دریافت کردهاند تصمیم میگیرند که لایک را در ایران سهمیهبندی کنند. در این قانون وضع شده هر کاربر ایرانی هفتهای ۳۰ لایک حق شارژ دارد. قبل از اعلام این خبر توسط وبلاگ رسمی فرندفید وبلاگنویسی به نام دوفتحی این موضوع را فاش میکند و باعث میشود تا ساعاتی از نیمه شب صفهای طویل لایک در پمپهای لایکزنی فرندفید بسته شود.
۳)کاربری در توییتر به نام و آیدی الیزابت تعداد فالورزهایش به ۶۰۰۰۰ تا میرسد و تعداد فالوینگهای او همان کمافیالسابق است! یکی از توییتربازهای قدیمی به او ایمیلی میزند و به او متذکر میشود که از این ۲۰ نفری که او چهل سال پیش فالو کرده نصفشان به رحمت خدا رفتهاند و بقیه هم در خانه سالمندان نگهداری میشوند و بهتر است رویه کار را عوض کند و مشتاقان و دلباختگانش را آنقدر معطل نکند. اسمایلی پیر نشدن الیزابت!
۴) در توییتر و فرندفید بین دو دسته اصلی مافیای این دو سایت درگیری شدیدی روی میدهد که در این زد و خورد چند نفر به دلیل اصابت چاقو و سلاح سرد جانشان را از دست میدهند. پس از این واقعه سردار بهرام رادار دستور دستگیری حاجفریچاقوکش را میدهد. دستگیری او به دلیل مشابهت و ارتباط قتل با آیدی او بود. حاج فری چاقوکش در تمام مراحل بازجویی منکر قتل میشود و هرگونه مداخلهای را در قتل انکار میکند و این حادثه تلخ را حاصل کینهتوزیها و بیجنبهبازیهای عدهای میداند.
۵) به دلیل شور شدنِ آش اصطلاح “اسمایلی” شرکت معظم توییتر امکان فوقالعادهای را به این سایت اضافه میکند. شرکت معظم توییتر تمام اسمایلیهای یاهو و یابو جیتاک و اماسان حتی هایدهاش! را در سایت قرار میدهد تا کاربران با استفاده از این امکان بتوانند منظور و مفهوم توییتشان را به مخاطب برسانند. البته بعد از این شرکت سهگانه یاهو و یابو و مایکروسافت از توییتر به دادگاه لاحه شکایت میکند و مدیران شرکت توییتر در دادگاه اتفاقات پیشآمده را از جشم ایرانیان میبینند و بدین ترتیب سازمان امنیت ملی تحریمهای گستردهتری را علیه ایران آغاز میکند.
۶) در جشنواره گلآقا از پیشکسوتهای توییتر تقدیر میشود. در این جشنواره پوپک صابری فومنی که به سختی سخن میگفت و به زور سرپا بود هنگام تقدیر و اهدای لوح یادبود به فواد به زبان خودمانی میگوید: کم آوردیم جلویتان و آن میخ هم خودت بودی. بعد از دریافت لوح نوههای فواد به روی سن میآیند و پدربزرگشان را در آغوش میگیرند و فضایی آمیخته از احساس و گریه در سالن جشنواره شکل میگیرد. اسمایلی هق هق
۷) سازمان ملی جوانان از توییتر به عنوان یک پایگاه بسیار مهم و فرهنگی در تسریع ازدواج جوانان نام میبرد و به مسئولین و سازمانهای مختلف طی نامهنگاریهای متعدد این مسئله را گوشزد میکند که کارفرهنگی در این زمینه بیفایده است باید توییتر را دریابید و بس. اسمایلی مزدوج
…


خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۵۷ ق.ظ
:))
کارت درسته فری
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۱:۳۶ ق.ظ
من هم تا اون موقع حتما شناخته شده می شم!
اسمایلی خود کوچک بینی
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۳۳ ق.ظ
خدائیش این دو فتحی را که گفتی نیم ساعت خندیدم. خیلی عالی بود
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۳۴ ق.ظ
راستی منم اینجا پروفایل داشتم.
به دستور روسا مجبور شدم بنویسم. لینک ندادی گفتم شاید نمی دونی :)
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۳۵ ق.ظ
خیلی جالب بود. بسی بسیار زیاد خندیدیــــــــــــــــــــیم :D
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۳۸ ق.ظ
من هر جا “آیدی” میدیدم فکر کردم نوشته “آیدا” ، بعد دوباره میخوندم !
اسمایل توهم زده
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۳۸ ق.ظ
من در مراسم گلآقا تندیس مسین را با افتخار به آق فری که آن موقع شهید شده، تقدیم میکنم. روحت شاد ای بزرگمرد
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۳۹ ق.ظ
خیلی جالب بود
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۴۸ ق.ظ
ای ول عالی بود! خصوصا “اسمایلی مجرد” و “دو فتحی”!
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۹:۰۹ ق.ظ
نگفتی بالاخره بنیاد مبارزه با مواد مخدر راه اندازی می شه یا نه !!!
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۱۲:۲۷ ب.ظ
بابا شماها کلا یه تخته کم دارین. آینده رو هم پیش بینی می کنین!
من هنوز معتاد نشدهم(دروغ می گم کمی شدم) ولی انگار نیازه برای جلوگیری از این اتیاد خانمان سوز یه فکری بکنم.
بسیار جالب بود مرسی
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۶:۴۸ ب.ظ
اینم بنویس که آیدا به نوه هایش که همگی مهندس کاپیوتر هستند توصیه میکند که بروند وبلاگ مزیدی رو بخونند چیز یاد بگیرند اسمایلی در ارزوی خواستگار
خرداد ۸م, ۱۳۸۷ در زمان ۶:۴۹ ب.ظ
ببخشید منظورم بیتا بود
خرداد ۹م, ۱۳۸۷ در زمان ۴:۱۰ ق.ظ
من تازه اینو دیدم. خدایییش خیلی بامزه بود:))
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ در زمان ۳:۵۶ ب.ظ
ببخشید اینجا یکی پشت سر من حرف زد، شایدم برف زد!! شایدم پشت سر آیدا جون بود…!
بهر حال لازم دونستم بگم اسمایلیش واقعا مسخره بود._اسمایلی اشمئزاز_
پیش بینی جالبی بود و از همه جالبتر یادبود مزیدی، تندیس افتخار فواد و شور شدن آش “اسمایلی”.
من به فکر بودم چه خوب می شد اگه یه دایره المعارف از اسمایلی های توییت-فید گردآوری می کردیم! بعد خوبتر که فکر کردم دیدم این آش شله قلمکار شورتر از این حرفهاست که بشه پدیا براش زد!
اما خودمونیم… به قول اون بنده خدایی که با قاشق ماست میریخت تو دریا تا دوغ درست کنه: “اگه میشد، چی میشد…” _اسمایلی نیشخند روی لب، همراه با دستان زیر چونه_
خرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ در زمان ۸:۱۰ ب.ظ
والا من با اینکه مبتدیی بیش نیستم در امر وبلاگ نویسی و توییتر و فرندفید بازی
بازم خوشمان آمد . باشد که بهتر از اینها را ببینیم.
با عرض ( طولش هم ایرادی ندارد ) تشکر واحترامات فائقه بر شما نویسنده و کارگردان عزیز.
تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ در زمان ۹:۳۹ ب.ظ
خوب اینم یک جورشه!