شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷
۱) محور فعالیت خبرگزاری بر مبنای اتفاقهای تلخ و شیرین و حواشی و خبرهای جالب و ایضاً مضحک فرندفید و توییتر است و در این بین با مقالههای فنی و هنری!ِ دوستان اینکاره قصد بالا بردن سطح دانش کاربران را نیز داریم، بنابراین و بر طبق آنچه بنده امروز در پیشنویس و مطالب در “انتظار بازدید” دیدم-از اعضای محترم و دوستان خوبم در سایت خبرگزاری فرندفید و توییتر درخواست میکنم که حتیالمقدور مطالب و خبرهایشان در راستای فرفری! باشد و برای پرداختن به مسائل دیگر از وبلاگهایشان استفاده کنند. به هر صورت یکی از نیتهای مهم دوستانی که این خبرگزاری را ایجاد کردهاند به خاطر گذاشتن اتفاقات بامزه و فان در فان ِ فرندفید و توییتر است و همکاری شما در جهت بالا بردن سطح سایت با مطالب و خبرهای دسته اولتان به ما کمک مثمرثمری خواهد کرد و مطمئناً خاطرات شیرنی به یاد خواهد گذاشت. اسمایلی یک دست صدا ندارد و خلاصه سفارش نکنم هوای ما را داشته باشید…
۲) روز سهشنبه ۲۶ شهریور ساعت ۱۸ قراری فرفری در پارک ساعی به درخواست و هماهنگی و لیدرینگ علی اردستانی عزیز برگزار میشود و حضور شما سروران و فرفریها و توییترینگها و خلاصه کاربران مونث و بلکه مذکر ِ عزیز فرفری اُلف! و انس بیشتری به این گردهمایی خواهد داد و یحتمل گرمای مجلس و شور و شوق ِزیادتری را همراه خواهد داشت :)
۳) وبسایت با اندکی مشکلات فنی روبهروست. نوار ورود به سایت خودش را لوس کرده و دو سه روزی در معرض دید عموم نیست که با تلاش و پیگریهای مسئول عالیرتبه سایت نوید کاشانی در حال رفع رجوع است و انشالله به زودی این مشکل و دیگر مشکلات نمایان و غیرنمایان سایت برطرف خواهد شد
همیشه در پناه خداوند یزدان شاد و پیروز باشید :)
یک نظر »
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷
ابتدا نوشت :: به دلیل خستگی و گرسنگی و کار نکردن مغز و چشم و دست اینجانب ( ویواویدا ) هر گونه غلط تایپی ، املایی ، دیکته ای ( حالا مثلا چه فرقی کرد ؟ ) هرگونه وجود نداشتن گ و جیم در نوشته ها و هر ایراد دیگری حلال اعلام می گردد.
۳۱ آگوست همونطور که همه الان دیگه می دونن روز وبلاگ و وبلاگنویسی بوده که البته بعد از دو روز ما هم به بهانه ی جشنی که پرشین بلاگ به همین مناسبت برگزار کرده بود دور هم جمع شدیم.
ادامه را ببینید »
۱۴ نظر »
مرداد ۲۱م, ۱۳۸۷
سلام
طبق معمول منم … و باز هم خبر دارم براتون. البته این خبر جزو خبرهای تازه ی امروز فرندفید به حساب نمیاد اما چون من چند روز نبودم و نشد این خبر رو سریعتر به سمع و نظرتون برسونم مجبور می شم چند روز هی آپدیت کنم و شما رو مطلع کنم از آخرین وقایع فرفر.
ادامه را ببینید »
۳ نظر »
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷
امروز روز مهمی برای فرندفید بود. اتفاقات خارق العاده ای افتاد.
بعد از اینکه یه عده از دوستان به دلیل گرم بودن هوای فرفر این مکان رو ترک گفته بودن ! با نصب یک کولر گازی این مشکل حل شد و فرزاد شماره ۲ و اوپیوم شماره ۱ !!!! به فرندفید برگشتند و هر دو اظهار ندامت و سابیدن کردن… و مورد قبول حق واقع شد …
ادامه را ببینید »
۱۰ نظر »
مرداد ۶م, ۱۳۸۷
سلام . من ویوا ویدا هستم و اینجا خبرگزاریه توییتر فرندفیده ( اسمایلی پادکستای کمانگیر:دی )
طی یک حرکت انسان دوستانه تصمیم گرفتم که قبل از اینکه بخوام امشب ۶-۷ صفحه مطالعه ی علمی داشته باشم ابتدا بیام و عین یک انسان وظیفه شناس خبرگزاری رو آپدیت کنم … من خیلی لذت می برم می بینم که آدمایی مثل من هستن که انقدر پُرن که همینطور هی از خودشون آپدیت در می کنن …
می ریم که داشته باشیم مروری بر اتفاقات هفته ی گذشته …
ادامه را ببینید »
۶ نظر »
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷
ابتدا سخنی با مدیر سایت : آهای آقای مدیر سایت بهت گوشزد می کنم !!!
( طبق این نوشته ی بالای صفحه که گفته نگارش تازه ی وردپرس رو به مدیر سایت گوشزد کنید ! )
خب همونطور که مطلع هستید و شایدم نیستید و می دونین و شایدم نمی دونین روزانه بر تعداد افرادی که به فرندفید آلوده می شن افزوده می شه ( من می تونم خودم رو به عنوان یه آلوده کننده معرفی کنم ! البته بعد از دکتر مزیدی !)
شما فکر می کنین وقتی یه نفر غریبه ، جدید و یهویی سر رسیده بیاد توی سایت از بحثا و گفتمان های ما چند در صد سر در میاره ! البته بالاخره سر در میاره اما با پرس و جو که کی کیه و چی چیه و چیکار باید کرد و اینا …
برای اینکه این پروسه خیلی سریع تر طی بشه من در مرحله ی اول سعی می کنم به معرفی تنی چند از افراد فرندفید بپردازم تا ان شالله بریم و برسیم به مراحل مهم تر و در واقع Advance!
ادامه را ببینید »
۷ نظر »
تیر ۲۲م, ۱۳۸۷
در هفته ای که گذشت در توفر چه اتفاقاتی رخ داد ؟!
این یک گزارش هفتگی برای کساییه که ممکنه به هر دلیلی این هفته کمی از میادین به دور بوده باشن ! ولی خب از اونجایی که ما در توییترو فرند فید تمام تلاشمون رو می کنیم که شما دوستان اندکی از اعتیادتون کم نشه هر اتفاق جدید و غیر جدیدی که در هفته ای که گذشت رخ داد رو گرد هم میاریم که هیچ کسی از دنیای فرندفید عقب نمونه و به قافله برسه.
ادامه را ببینید »
۱۰ نظر »
تیر ۱۵م, ۱۳۸۷
اون اوایل که توییتر خلوت تر بود و بیشتر مردونه و البته خبری از فرندفید نبود،داشتیم حسابی زندگی می کردیم برا خودمون! با رفقای اون ور آبی هم محصولات فرهنگی رد و بدل می کردیم و دل می گرفتیم و قلوه می دادیم بی اینکه دچار سوهاضمه بشیم!!!
تازه نکته ی جذابش این بود که می تونستیم صبح بریم سر کار و زندگی و شب برگردیم تو توییتر و یکی دو صفحه برگردیم عقب، توییت های ملت رو بخونیم و کلی تفکر هم کنیم تازه!
اما بعد که فرندفید اومد و یهو همه ریختن تو توییتر، از یه طرف دلمون خوش شد که این سرویس محبوب داره جا میفته و از طرف دیگه شلوغ پلوغیش بسی جذاب شد برامون!
بعد مثل علی دائی که نه ولی مثل کریم باقری! کشیدیم عقب و گفتیم دیگه نوبت جدیدیاست! بذار حال کنن :)
(اسمایلی صدای قورت دادن ته چایی!!!)
آقا بعد توی این هیری ویری! یهو یه آقایی پیدا شد خشن و خیلی عصبی که از خاله بازی و اینا شاکی بود و خیلی هم بی ادب مثلا و بعدش انگاری کلا از همه ی دنیا شاکیه الا خودش! حالا بماند که گفتن رفیق تو بوده و باید کتک اونو تو بخوری!!! ما هم درویش صفتی و اینا تو ذاتمون بود کلی سر و صدا کردیم و اعتراض و اینا …تا فهمیدن که هر امینی، امین نیست!!!
آقا خلاصه کنم براتون ، من اونقده دوست دارم این فرندفیدو که نگو! جالبش میدونید کجاست؟ این که همه ادعای دوستی دارن ولی به شرط اینکه فقط بهشون نگی بالا چشتون ابروست! اینکه نشد دوستی که! اصلا تو مرام ما نیست این بازیا که!
رفیق به این سیاوش صامنی(با کدوم س/ث/ص بود؟!!!) میگن که رک و روراست گفت با وبلاگم حال نمیکنه! همین آقا!
رفیق باید عین هو آینه باشه! آینه هم که نیگا میکنی جوش و موی اضافی و بزرگی دماغ و نقطه منقطه رو بیشتر میبینی تا زلف دراز و روغن زدت رو!
بیایید آینه باشیم برای هم! میشه؟!!!
راستی یه چی دیگه!
دبی فورد یه خانمیه با یه صورت خیلی تصادفی که اهل دله! یعنی روان شناسه و اینا! این خانم میگه اگه از چیزی بدتون اومد بدونید تو وجودتون داره ووووول میخوره!!!
پس از چیزی که تو وجود خود ماست ناراحت نشیم خواهشا!
هوی امین اوبونتویی اولش با خودتم بی جنبه! :|
۶ نظر »
تیر ۱۴م, ۱۳۸۷
خب من بالاخره تونستم بعد از ۴۰۰ بار اشتباه وارد کردن پسورد و رمز عبور!!!!! و زیر بار نرفتن اینکه بنده رمز عبور را فراموش کردم ، وارد این مکان مقدس شدم تا یه چیزایی بنویسم.
از اونجایی که مدتیه دوستان رامی در توفر ( یعنی توییتر و فرندفید ) حسابی ما رو لایک زدن و قربون صدقه ی تصاویر کودکی ما شدن!!!به همین دلیل من تصمیم گرفتم که برای دوستان توفر اندکی دعا کنم. تا باشد که به سزای اعمال خیر لایک زنی و قربون صدقگی رفتنشون برسن.
خب دعا که سر صف و ته صف نداره اما اگه همه با هم اجازه بدن یه دوستی هست توی فر!!!! که خیلی باید براش دعا کنیم ! چون هم خیلی حق آب و گل داره توی فر :D هم اینکه بالاخره همه به نوعی دوست دارن این جوون به سر و سامون برسه! پس همه با هم دستا بالا ( نه که برقصین که ! از این بالاهایی که برای مناجاته ) :
ادامه را ببینید »
۸ نظر »
تیر ۹م, ۱۳۸۷
دیروز بعدظهر از طرف ایوب خبری در فرندفید مخابره شد که یک وبلاگنویس خودفروخته با درج مطلبی جماعت فرندفیدیان و توییتربازان را احمق خطاب کرده که به امور خالهزنکانه و ایضاً عمو مردکانه میپردازند، از خوراکیها و خوردنیها میگویند و دوستانشان بدجوری با این سلائق و علائقشان حال میکنند؛ خلاصه به این شرح و حال و جهت نمونه و نشان دادن عمق فاجعه نیر یکی از مسیجهای مه یا را به انظار عموم کشاند. مه یا ساعاتی بعد، مسیج ایوب را دیده و دچار تغییر و تحول و مقداری تامل میشود که این دوست همچین پر بیراه هم نمیگوید و طی مسیجی این واقعیت را اعتراف و اعلام میدارد که زین پس از فرندفید استفاده صحیح به عمل میآورد.
البته ناگفته نماند مه یا در مسیجی که ایوب مخابره کرد لحن این وبلاگنویس را به پسرهای تازه از تخم درآمده که سر کوچه میایستند و به جماعت نسوان متلک میاندازند تعبیر کرد. ادامه را ببینید »
۷ نظر »