گفتگو با حمید امیرسمساری با محوریت دعوا!
خودتان را معرفی کنید و نحوه آشنایی تان با فرندفید را برای ما و خوانندگان بگویید؟
در یکی از وبسایت های یکی از دوستان که در اینجا از اعضای معروف و مشهور نیز میباشند - اطلاعاتی کسب کردم و برای من جذاب اومد این مطالب . شروعی کسل کننده رو داشتم تا اینکه با بچه ها آشنا شدم . الان حس خوبی رو از بودن بین افراد دارم خوشحالم.
آیا به نظر شما جو فان و شوخی که بر فرندفید حاکم است منجر به برخی سوتفاهمات در فرندفید میشود؟ خود این جو نه فکر نمکینم ببینید ما رومی رو داریم که +۱۸ عکس هست . چرا اونجا اتفاقی نمیافته ! پس در خود جو مشکلی نیست ! این جو مثل یک چاقو عمل میکنه میتونه دست یه جراح باشه و میتونه دست یه قاتل باشه ! کمی ما باید فرهنگ استفاده در زمان و در مکان داشته باشیم! ادامه را ببینید »
گفتگو با فؤاد، مردی که زیاد حرف می زد
بدون توضیح و تفسیر اضافه میرم سراغ اصل مطلب به نظر تو چرا ماهیت توییتر تغییر کرده و توییتها در راستای سؤال “داری چی کار میکنی؟” نیست؟
اتفاقآ برعکس من فکر میکنم این دقیقآ در راستای همون ماهیت توییتره. ببین توییتر از من میپرسه دارم چی کار میکنم. خب دقیقآ اون لحظه من دارم همون کاری رو میکنم که توییتش رو میفرستم. یعنی فرض کن دارم یک بیت شعر میگم یا کسی رو دست میندازم یا جواب سؤال یکی از کاربرها رو به صورت ریپلای میدم. خب، در جامعهی غمگین ایرانی که هر لحظه محدودیتهاش بیشتر میشه، توییتر این امکان رو فراهم کرده که ما بتونیم یه سری از مشکلات رو فراموش کنیم و بخندیم. چه ایرادی داره. مطمئناً اینکه من توییت کنم دارم یه ترانه مینویسم یا دارم ترمودینامیک میخونم یا آب میخورم، به صورت متوالی هم برای کاربران خسته کننده میشه و هم بعدها برای من جذابیتی نخواهد داشت. اما وقتی یک بیت از اون ترانه رو بنویسم یا یه تیکه به درس و امتحانم بندازم یا هر چی، بعد هم که به اون برمیگردم متوجه میشم که در اون لحظهی خاص من داشتم فلان کار رو میکردم و این توییت رو به خاطر اون نوشتم که این برمیگرده به خلاقیت و اینجاست که میفهمیم هر چه محدودیت کمتر باشد خلاقیت بیشتر است.
تو از کاربرهای قدیمی توییتر هستی و همینطور فرندفید. در ماههای اخیر از توییتر و فرندفید استقبال چشمگیری به عمل آمده، به نظر تو چه عاملی میتونه باعث رکود توییتر و رخوت کاربران بشه؟
گفتگویی خودمونی با مریم اردکانی
یکی از هدفهای این پایگاه ایجاد محیطی برای آشنایی بیشتر کاربران با همدیگهست. شاید یکی از راههایی که بتونه به این آشنایی کمک کنه پرسیدن سوالات از کاربران باشه. در زیر اولین مصاحبه من رو با مریم اردکانی میخونید:
» توییتر یکی از جذابترین سرویسهای وب دوییه٬ چطوری با توییتر آشنا شدی و چه موقعی بود تقریبا؟
من اولین بار با توییتر این بلای خانمانسوز از طریق وبلاگ دکتر مزیدی آشنا شدم. یادمه دکتر مزیدی یه پستی در مورد کار گروهی نوشته بود و پیشنهاد کرده بود که عضو بشیم و هرکس هم که عضو شد دوستاشو دعوت کنه و تعداد دعوتنامههایی که فرستاده رو تو کامنتهای همون پست ذکر کنه. اتفاقا همون روزا هم دکتر مزیدی برام دعوتنامه فرستاده بود٬ من هم لبیک گفتم و تقریبا همه افراد حاضر تو لیست یاهومیل و جیمیل رو دعوت کردم٬ دیگه کم م.نده بود مامانم رو هم دعوت کنم!! متاسفانه فقط دو نفر از اون لیست عضو شدن که هر دو هم فعال نیستن در حال حاضر.
» چهقدر به شعار «چه کار میکنید؟» پایبندی؟
من اول که وارد توییتر شدم یه مدت واقعا به این شعار پابند بودم اما از اونجایی که افراد ریادی رو نمی شناختم یه مقداری این طوری احساس تنهایی می کردم. برای همین اومدم یه مقدار از این علامت @ استفاده کردم. شاید حتی بشه گفت یه مقدار زیاده روی هم کرده باشم تا حدی که بعضی از بچه ها لقب مریم چت روم ساز رو بهم داده بودن/ این طوری شد که این همه دوست خوب تو توییتر پیدا کردم/ البته در مورد لیسنینگ ها کاملا به این شعار پایبند بودم یعنی آهنگایی رو که دوست داشتم وقتی گوش می دادم توییت می کردم/ الان بیشتر توییت هام در چواب همین سؤاله به خصوص در مورد خوراکی هایی که می خورم سخت به این سؤال پایبندم! :دی

